یادداشت اختصاصی: تو را جان شهدا مراقب زبانت باش
غلامرضا بنی اسدی_ خرداد 96 دهه اول خود را به پایان نرسانده، اما گذشتن از خیابان، سخت شده است.. رمضان است و هوا گرم. اما شهر است و نسیم خنکی که از کولر ها و سرما سازها برمی خیزد و همه جا را سرد می کند.
در روستا هم که باشی فرق نمی کند، بازهم برق هست و کولر و هواساز و هرچه که در شهر است به روستا هم راه یافته است، بله هوا دلپذیر می شود و روزه آسان، با این همه گاه چیز هایی می بینی که همان بهتر چشم بپوشیم و قلم هم چشم بپوشد! حیف است واژه ها را راوی لب های جنبان برخی ها بکنیم. پس می گذاریم و می گذریم، اما.... اما یادمان باشد در سه دهه – نه سه هزاره پیش یا حتی سه قرن پیش- فقط سه دهه پیش در همین کشور بودند مردانی که در گرمای مرد افکن جنوب، زیر آتش روزه می گرفتند. می جنگیدند و روزه می گرفتند.
تعجب نکنید، رزمندگان مسافر بودند و روزه بر آن ها تکلیف نبود، آن ها باید می جنگیدند تا فرصت روزه و نماز برای همه ما بماند اما همان جا هم بودند، رزمندگانی که از فرماندهان اجازه می گرفتند تا قصد ده روز کنند و از درک توامان روزه و جهاد برخوردار شوند، کم هم نبودند کسانی که با لب روزه، شهید شدند. عملیات رمضان ، نام خویش را از ماه وقوع خود گرفته بود. یعنی این عملیات در ماه مبارک رمضان و - در 22 تیر تا 7 مرداد - انجام شد، یعنی در گرم ترین روزهای تقویم خوزستان، اما مردان مرد و شرزه شیران وطن، روزه را به جهاد گره زدند تا معلم روزه داری و روزه بانی برای ما باشند.
اما...نمی خواهم به نقل خاطرات بپردازم و حتی نمی خواهم رمضان در جبهه را روایت کنم. راویان صادق ماجرا ، بارها گفته اند و شنیده ایم و هر کس توشه خود را برداشته است. این جا حرف من با کسانی است که از گرمای این روز ها می گویند و دنبال سایه ای می گردند تا..... حرف من با آن هاست و باز می گویم شان که در سه دهه پیش مردانی ، روزه را چون جان عزیز داشتند. می جنگیدند و روزه می داشتند. حتی مردانی شکنجه می شدند و روزه نگه می داشتند. کاش حال و حوصله ای داشتید و خاطرات آزادگان را می خواندیم که چگونه از روزه، چون ناموس خدا ، دفاع می کردند. کتک می خوردند و لب ، باز نمی کردند. شکنجه را به جان می خریدند و در سنگر "روزه" به جهاد توامان با دشمن بعثی و ابلیس رجیم می پرداختند.
آنان در این جبهه ، شکوه حضور خدا را به نمایش می گذاشتند اما امروز.... نمی خواهم چیزی بگویم. سعی می کنم نبینم . فقط یادمان بماند برای اینکه آزادانه خدا را عبادت کنیم و به عبودیت برسیم، خیلی ها از جان خود گذشته اند پس شما را به جان شهدا بیشتر مراقبت کنید روزه را ، نماز را، حق الناس را، حرمت مردم را . بیشتر مراقبت کنید حق الناس آبروی مردم را . هیچ کس نگفته است که بدگویی از مسئولان جناح مقابل حلال است که برخی با دهان بسته اما لبان باز بدان می پردازند. مراقب باشیم، فایده نبرده، هیزم جهنم دعواهای سیاسی نشویم. ما شهید داده ایم که راه بندگی باز باشد مثل راه بهشت. پس مباد خود به بد پنداری و بدگفتاری، مصداق صدوا عن سبیل الله شویم برای خودمان. مراقب باشیم که روزه را به روضه رضوان بریم نه اینکه جز تشنگی و گرسنگی، فایده ای به ما نرسد و....بازهم مراقب باشیم همه.